وقتی که از سایت فروش بالایی نداشته باشید تمامی هزینه های نگه داری اون از جمله هاست، دامنه و … از جیب خودتون پرداخت میشه و یک جورایی ضرر می کنید. البته صرفا داشتن سایت فروشگاهی منجر به افزایش درآمد نمیشه و باید کار هایی رو انجام بدین بگیره.
برای افزایش فروش سایت فروشگاهی از تکنیک هایی مانند فروش اقساطی، پیشنهاد ویژه، محصولات مکمل، حذف فیلد های غیر ضروری و … استفاده می شه که در این مقاله به طور کامل راجب هرکدوم صحبت می کنیم. تمامی این راهکار ها توسط خودم تو پروژه های مختلف تست شده و جواب گرفتم! حتی افزونه هایی که باید روی سایت نصب کنید رو گفتم.
تکمیل توضیحات محصول
وقتی کسی میاد تو سایتت و یه محصولو باز میکنه، اولین چیزی که دنبالشه اینه که ببینه دقیقاً با چی طرفه.
حالا اگه توضیحات ناقص باشه یا کلی و مبهم نوشته شده باشه، احتمال خریدش خیلی میاد پایین.
تو باید همه چیزو شفاف بگی، از جنس و کاربرد گرفته تا طرز استفاده و حتی نکات ریزی که ممکنه مشتری تو ذهنش باشه ولی نپرسه.
فکر کن داری رو در رو با یه دوستت حرف میزنی و قراره قانعش کنی که فلان محصول به دردش میخوره.
هرچی اطلاعات بیشتری بدی و به سوالات ذهنی مشتری جواب بدی، احتمال خرید بالا میره.
توضیحات کامل نهتنها اعتماد ایجاد میکنه، بلکه باعث میشه کاربر کمتر نیاز داشته باشه تماس بگیره یا سوال بپرسه، پس هم زمان خودتو ذخیره میکنی هم فروش بهتری میگیری.
کمپینهای تخفیف
هیچکس از یه تخفیف خوب بدش نمیاد.
کمپینهای تخفیف مثل یه زنگ بیدارباش برای مشتریان، مخصوصاً اونایی که مردد بودن یا تو لیست علاقهمندیها نگه داشته بودن و خرید نکرده بودن.
حالا وقتی میشنون یه تخفیف محدود و جذاب تو راهه، هم احساس فوریت پیدا میکنن هم حس میکنن فرصت خوبی رو نباید از دست بدن.
مهم اینه که این کمپینها بیهوا و بیبرنامه نباشن، بلکه با استراتژی اجرا بشن.
مثلاً آخر هفتهها، مناسبتهای خاص یا حتی بر اساس رفتار مشتری توی سایت.
اینطوری مخاطب حس میکنه با یه فروشگاه زنده طرفه، نه یه ویترین خشک و بیحرکت.
تخفیف دادن اصولی باعث میشه مشتریهای قدیمی برگردن و مشتریهای جدید هم راحتتر تبدیل به خریدار بشن. برای انجام این کار، افزونه تخفیف هوشمند ووکامرس رو تهیه کنید.
پیشنهاد محصولات مکمل
تا حالا شده بری یه چیزی بخری و فروشنده بهم بگه “اگه اینو گرفتی، اون یکی هم به کارت میاد”؟
خب این دقیقاً همون کاریه که افزونه پیشنهاد محصولات مکمل یا همون bougth together تو سایت انجام میده.
وقتی یکی داره یه کالایی رو نگاه میکنه، اگه ببینه بقیه معمولاً فلان چیز رو هم باهاش خریدن، به احتمال زیاد اون رو هم بررسی میکنه.
گاهی وقتا اصلاً یادش نمیاد که اون چیز دوم هم لازمه و وقتی میبینه تازه متوجه میشه چه خوبه با هم داشته باشه.
این روش هم باعث افزایش فروش سایت فروشگاهی میشه، هم تجربه مشتری رو بهتر میکنه.
چون بهش کمک کردی یه خرید کاملتر داشته باشه.
یه جورایی انگار داری کنار دستش راه میری و کمکش میکنی خرید بهتری داشته باشه.
فقط یادت نره پیشنهاداتت منطقی و مرتبط باشن، نه الکی و بیربط.
افزایش فروش سایت با حذف فیلدهای غیرضروری
مشتری وقتی میخواد خریدشو نهایی کنه، دلش نمیخواد کلی فرم پر کنه و از این صفحه به اون صفحه بره.
هر فیلدی که اضافه باشه، ممکنه یه قدم باشه به سمت ول کردن سبد خرید.
پس باید تا جایی که میتونی مسیر خرید رو کوتاه و راحت کنی.
فقط اطلاعاتی رو بگیر که واقعاً لازم داری، اونم با سادهترین شکل ممکن.
مثلاً چرا باید آدرس کامل بگیری وقتی محصول دیجیتالی میفروشی؟
یا چرا کد پستی و شهر و محله بخوای وقتی فقط میخوای شماره تماس یا ایمیل رو داشته باشی؟
هر چی فرم خلوتتر باشه، احتمال اینکه مشتری خرید رو تموم کنه بیشتره.
سادهسازی تجربه خرید یکی از مهمترین کارهایی هست که میتونه تاثیر مستقیم روی فروش سایتت داشته باشه.
برای مدیریت فیلد های ووکامرس، از مدیریت صورتحساب ووکامرس استفاده کنید.
دریافت شماره تماس مشتری
داشتن شماره تماس مشتری فقط برای ارسال پیامک نیست.
بلکه یه راه طلاییه برای ادامه ارتباط و ساختن یه رابطه بلندمدت.
وقتی شماره مشتری رو داری، میتونی تو زمان مناسب بهش یادآوری کنی که محصول جدید اومده، تخفیف گذاشتی یا سبد خریدشو نیمهکاره رها کرده.
حتی گاهی اوقات با یه پیام کوتاه هم میتونی اعتمادسازی کنی یا تجربه خرید رو بهتر کنی.
البته نباید پیامهای اسپم بفرستی یا اذیتش کنی.
بلکه با احترام و برنامهریزی درست، از این اطلاعات استفاده کن.
دریافت شماره رو هم سعی کن خیلی رسمی و خشک انجام ندی.
مثلاً یه جمله ساده بنویس: برات خبر میفرستیم، شمارتو برامون بذار.
وقتی کاربر حس نکنه قراره اذیت بشه، راحتتر اطلاعات میده.
این یه فرصت بزرگ برای ساختن یه جامعه مشتری وفاداره.
فقط کافیه با المنتور یا هر ابزار دیگه ای یه فرم طراحی کنی.
دکمه تماس بگیرید
یه وقتایی مشتریا سوال یا ابهامی دارن که با خوندن توضیحات محصول حل نمیشه.
اینجاست که یه دکمه تماس بگیرید میتونه نجاتدهنده باشه.
وجود این دکمه توی صفحه محصول یا جای درست دیگه باعث میشه کاربر حس کنه پشت این سایت یکی هست که میتونه کمکش کنه.
مخصوصاً اگه محصول قیمت بالایی داره یا نیاز به مشاوره داره، خیلیها قبل از خرید دلشون میخواد با یه نفر صحبت کنن.
اگه این امکان رو ازشون بگیری، شاید بیخیال خرید بشن.
ولی وقتی بدونن با یه کلیک ساده میتونن تماس بگیرن یا شماره بگیرن تا بعداً زنگ بزنی، خیالشون راحتتر میشه.
فقط حواست باشه که این تماس واقعاً به درستی پاسخ داده بشه.
چون فرصت خوبیه برای اینکه هم بهش کمک کنی هم یه فروش قطعی ثبت کنی.
چیدمان صحیح محصولات
اگه تا حالا توی یه فروشگاه شلوغ دنبال یه جنس خاص گشتی، میدونی که چقدر مرتب بودن مهمه.
توی سایت هم همینطوره.
وقتی مشتری میاد و کلی محصول میبینه، باید بتونه راحت و سریع اون چیزی رو که میخواد پیدا کنه.
یکی دنبال ارزونترینه.
یکی دنبال جدیدترین.
یکی هم فقط میخواد بین چیزای موجود انتخاب کنه.
حالا اگه ترتیب نمایش محصولات به هم ریخته باشه یا گزینهای برای فیلتر نداشته باشه، احتمال زیادی هست که طرف سایت رو ببنده و بره.
پس بهتره به کاربر انتخاب بدی: خودش بتونه محصولاتو مرتب کنه.
این یه کار سادهست ولی تاثیرش تو تجربه کاربری و افزایش فروش سایت فروشگاهی خیلی بیشتر از چیزیه که فکرش رو بکنی. برای نمایش محصولات موجود در ابتدای صفحه، کد زیر رو به function.php اضافه کنید:
add_action( 'woocommerce_product_query', 'move_out_of_stock_to_end' );
function move_out_of_stock_to_end( $q ) {
if ( is_admin() || ! is_woocommerce() || ! is_product_category() ) {
return;
}
$meta_query = $q->get( 'meta_query' );
// ابتدا مطمئن شو فیلترهای موجودیت وجود دارند یا نه
$meta_query[] = array(
'relation' => 'OR',
array(
'key' => '_stock_status',
'value' => 'instock',
'compare' => '='
),
array(
'key' => '_stock_status',
'value' => 'outofstock',
'compare' => '='
)
);
$q->set( 'meta_query', $meta_query );
// مرتبسازی بر اساس موجودی: موجودها اول
$q->set( 'orderby', array(
'stock_status' => 'ASC',
'menu_order' => 'ASC',
'title' => 'ASC'
) );
$q->set( 'meta_key', '_stock_status' );
}
تبلیغات ریتارگتینگ
خیلیا میان تو سایت، چندتا محصول رو میبینن، شاید حتی سبد خرید رو هم پر میکنن ولی خرید نمیکنن.
دلیلش هر چی باشه، مهم اینه که تو هنوز میتونی اونها رو برگردونی.
تبلیغات ریتارگتینگ دقیقاً برای همین ساخته شده.
وقتی کاربر سایتت رو ترک میکنه، میتونی توی شبکههای اجتماعی یا سایتهای دیگه دوباره جلوی چشمش ظاهر بشی.
با همون محصولی که دیده یا مشابهش.
این یادآوری زیرپوستی کمک میکنه دوباره بیاد و شاید این بار خرید رو نهایی کنه.
مهم اینه که تبلیغاتت رو خیلی شلوغ یا تکراری نکنی.
بلکه هوشمندانه و جذاب طراحی کنی که حس نکنه داری تعقیبش میکنی.
ریتارگتینگ یه جور پیگیری مودبانهست که نشون میده مشتری برات مهمه.
در حال حاضر مجموعه هایی هستند که می تونید کمپین ریتارگتینگ رو باهاشون اجرا کنید. مثلا همین یکتانت.
قیمت رقابتی
قیمت همیشه جزو اولین چیزاییه که مشتری روش زوم میکنه.
اگه تو بازار محصول مشابهی باشه و قیمت تو بالاتر باشه بدون دلیل مشخص، خیلی راحت رقبا مشتریتو میبرن.
اما این به معنی ارزونفروشی نیست، بلکه یعنی باید قیمتگذاریت هوشمندانه باشه.
مثلاً اگه کیفیتت بهتره، اینو به خوبی نشون بده.
یا اگه خدماتی مثل گارانتی، پشتیبانی یا ارسال سریع داری، اونها رو برجسته کن.
ولی در هر صورت باید حواست باشه که قیمتی بدی که هم به صرفه باشه، هم با ارزش واقعی محصولت بخونه.
اگه مشتری حس کنه که داره ارزش بیشتری نسبت به پولی که میده دریافت میکنه، احتمال خرید خیلی بیشتر میشه.
پیشنهاد ویژه
همه عاشق سوپرایزن.
وقتی مشتری میبینه یه چیزی اضافه قراره بگیره یا لازم نیست هزینهی ارسال بده، حس خوبی بهش دست میده.
اینجور پیشنهادای ویژه، مثل ارسال رایگان، هدیهی کوچیک، یا حتی یه کد تخفیف برای خرید بعدی، باعث میشن خرید براش جذابتر بشه.
خیلی وقتا کاربرا فقط به خاطر هزینهی ارسال بیخیال خرید میشن.
حالا اگه بهش بگی با خرید بالای یه مبلغ خاص، ارسال رایگان داره یا یه اشانتیون میگیره، ممکنه بیشتر هم بخره.
این حرکتهای ساده، تو ذهن مشتری میمونه و حتی ممکنه برگرده و دوباره خرید کنه.
یه جور حس قدردانیه که باعث وفاداری میشه، بدون اینکه خرج زیادی برات داشته باشه.
نوشتن متن “سود شما از خرید”
وقتی یه مشتری داره یه چیزی رو میخره، تو ذهنش هی حساب و کتاب میکنه ببینه این خرید واقعاً بهصرفه هست یا نه.
حالا اگه تو بهش کمک کنی که این حس سود کردن رو بهتر لمس کنه، احتمال خرید چند برابر میشه.
یه جمله ساده مثل “با این خرید، ۲۰٪ کمتر پرداخت میکنی نسبت به بازار” یا “ارسال رایگان یعنی ۵۰ تومن صرفهجویی”، میتونه تاثیر زیادی بذاره.
این حس که “دارم بیشتر میگیرم و کمتر میدم” خیلی جذابه.
مخصوصاً اگه با عدد و رقم نشون بدی.
اینطوری مخاطب نهتنها تو لحظه خرید ترغیب میشه، بلکه احتمال داره به بقیه هم بگه یا برگرده برای خریدهای بعدی.
خلاصهش اینه که سودو براش قابل لمس کن، نه فقط تو قیمت بلکه تو زمان، کیفیت، خدمات یا حتی راحتی خرید. برای نمایش این قابلیت، کد پایین رو به فایل function.php اضافه کن.
add_action('woocommerce_review_order_after_cart_contents', 'show_total_savings_on_checkout');
function show_total_savings_on_checkout() {
$savings = 0;
foreach ( WC()->cart->get_cart() as $cart_item ) {
$product = $cart_item['data'];
if ( $product->is_on_sale() ) {
$regular_price = floatval( $product->get_regular_price() );
$sale_price = floatval( $product->get_sale_price() );
if ( $regular_price > $sale_price ) {
$quantity = $cart_item['quantity'];
$savings += ($regular_price - $sale_price) * $quantity;
}
}
}
if ( $savings > 0 ) {
echo '<tr class="order-total-savings">';
echo '<th>سود شما از این خرید</th>';
echo '<td style="color:green;"><strong>' . wc_price( $savings ) . '</strong></td>';
echo '</tr>';
}
}
بازگردانی سبد خرید رها شده
خیلی از کاربرا میان، محصول رو انتخاب میکنن، سبد خریدشونم پر میکنن ولی آخرش نمیخرن.
شاید یه کاری براشون پیش میاد، شاید دو دل میشن، شاید یه چیزی حواسشون رو پرت میکنه.
حالا اگه ولشون کنی، اون فروش از دست رفته.
ولی اگه با یه پیام دوستانه یا یه ایمیل یادآوریشون کنی که “سبدت هنوز منتظرته”، یا مثلاً یه تخفیف کوچیک بذاری روش، خیلی وقتا برمیگردن و خرید رو کامل میکنن.
این یه فرصت خیلی خوبه برای اینکه بفهمی کجاها مشتری جا میزنه و چطوری میتونی دوباره جذبش کنی.
اصلاً نذار سبد خرید بیصدا رها بشه.
یه جوری پیگیری کن که هم مودب باشه، هم کاربردی.
درج محصولات پرفروش در صفحه اصلی
وقتی یکی میاد توی سایت، احتمال داره اصلاً ندونه چی بخره یا دنبال چی بگرده.
اینجاست که نشون دادن محصولات پرفروش خیلی جواب میده.
وقتی کاربر ببینه یه سری محصولا زیاد خریداری شدن، یه جور اعتماد ناخودآگاه نسبت به اونا پیدا میکنه.
میگه لابد چیز خوبی بوده که انقدر طرفدار داشته.
تو هم با آوردن این محصولات دم دست توی صفحه اصلی، هم تصمیمگیری رو براش راحتتر میکنی هم به فروش بیشتر همون محصولات کمک میکنی.
این یه جور ویترین هوشمنده.
لازم نیست کلی بگرده، یه نگاه بندازه کافیه تا یکی از پرفروشهارو ببره تو لیست خریدش.
ثبت نام در مارکتپلیسها
اگه محصولاتت رو فقط توی سایت خودت بزاری، داری یه عالمه مشتری بالقوه رو از دست میدی.
ثبتنام توی مارکتپلیسهایی مثل ترب و ایمالز یعنی دیده شدن توسط هزاران نفری که هر روز اونجا دنبال قیمت و محصول مناسب میگردن.
وقتی اونجا حضور داشته باشی، شانس بیشتری داری که محصولاتت با قیمت و مشخصات درست دیده بشن و کاربر مستقیم بیاد تو سایتت خرید کنه.
حتی اگه توی سرچ گوگل اول نباشی، از طریق این پلتفرما ترافیک خوبی میگیری.
بهنوعی داری شعبه مجازی فروشگاهتو توی بازارهای بزرگتر هم میزنی.
این کار واقعاً به صرفهست، مخصوصاً وقتی بخوای تو رقابت قیمت یا دیده شدن، یه پله بالاتر بری.
داشتن ویدئو
یکی دیگه از کار های تاثیر گذار تو افزایش فروش سایت فروشگاهی، داشتن ویدئو هستش؛ آدمها خیلی وقتا حوصله خوندن ندارن، ولی اگه یه ویدئوی کوتاه و کاربردی ببینن، خیلی راحتتر قانع میشن.
مخصوصاً توی فروش آنلاین که نمیتونی محصولو لمس کنی، دیدن یه ویدئو که نشون میده چطوری استفاده میشه، چه امکاناتی داره یا حتی مقایسهش با مدلای دیگه، تاثیر زیادی داره.
لازم نیست ویدئوی حرفهای با دوربین گرون بسازی، حتی یه ویدئوی ساده با موبایل ولی صادق و واضح، میتونه اعتماد مشتری رو جلب کنه. مثلا میتونی دو تا محصول رو مقایسه کنی یا آنباکسینگ حتی!
انگار داری حضوری بهش نشون میدی چی میفروشی.
اینطوری هم احتمال برگشت محصول کم میشه هم کاربر مطمئنتر خریدشو انجام میده.
به قول معروف، یه دقیقه فیلم بهتر از ده صفحه نوشتهست.
نداشتن ورود و ثبت نام
یکی از بزرگترین ضدحالها توی خرید آنلاین اینه که وسطای خرید یهویی مجبور شی ثبتنام کنی.
خیلیا همینجا بیخیال خرید میشن.
پس اگه بتونی این مرحله رو حذف کنی یا حداقل اختیاریش کنی، کاربر راحتتر خرید رو تموم میکنه.
مثلاً یه گزینه بذاری “خرید سریع بدون ثبتنام” یا فقط ایمیل و شماره تماس بگیری و بعداً اگه خواست حساب بسازه.
اینطوری خرید رو از یه فرآیند خستهکننده به یه تجربه ساده تبدیل میکنی.
یادت باشه مردم دنبال راحتیان، نه حساب کاربری ساختن.
هر چقدر موانع رو کمتر کنی، فروش بیشتر میشه.
مانیتور رفتار کاربر
اگه بدونی کاربرا توی سایتت دقیقاً کجا کلیک میکنن، کجاها وایمیستن، کجاها سردرگم میشن یا صفحه رو میبندن، دیگه نصف راه بهینهسازی رو رفتی.
ابزارهایی مثل Clarity و Google Analytics دقیقاً همین کارو برات انجام میدن.
با کلریتی میتونی ببینی چطور اسکرول میکنن، کجاها موس رو نگه میدارن یا اصلاً تا کجای صفحه میان پایین.
آنالیتیکس هم یه تصویر کلی میده از اینکه چه صفحاتی بازدید بیشتری دارن، کاربران از کجا میان، چقدر میمونن و کِی میرن.
این اطلاعات به ظاهر ساده میتونه کلی ایده بده که چطوری ظاهر سایت، محتوا یا حتی دکمههات رو بهتر بچینی تا افزایش فروش سایت فروشگاهی رو تجربه کنی.
یه جورایی انگار داری تو ذهن مشتری میری و میبینی چی تو ذوقش میزنه یا چی جذبش میکنه.
این یعنی تصمیمگیری با دیتا، نه با حدس و گمان.
بهینه سازی سرعت
هیچکس دوست نداره منتظر بمونه تا یه سایت بالا بیاد، مخصوصاً تو این دور و زمونه که همه عجول شدن.
تصور کن میخوای بری از سوپر مارکتی خرید بکنی ولی فروشنده اون جا حضور نداره. آیا پنج دقیقه به خاطرش صبر میکنی یا میری از یه فروشگاه دیگه خریدت رو انجام بدی؟ مشخصه که دومین گزینه رو انتخاب میکنی چون نیاز خودت مهمتره.
اگه سایتت کند باشه، قبل از اینکه صفحه لود شه، کاربر میره سراغ یه جای دیگه.
پس بهینهسازی سرعت یه ضرورت جدیه، نه یه آپشن.
باید عکسهاتو کم حجم کنی، افزونههای اضافی رو حذف کنی، کش رو فعال کنی و یه هاست درست و حسابی داشته باشی.
این کارا باعث میشه سایت نهتنها سریعتر باز بشه، بلکه توی گوگل هم رتبه بهتری بگیره.
چون سرعت، هم روی تجربه کاربری تاثیر داره، هم سئو.
خلاصهش اینکه اگه سایتت مثل برق بالا بیاد، هم مشتری خوشحالتره هم گوگل مهربونتر.
تمرکز سئو روی کلمات تجاری
سئو فقط بالا اومدن با هر کلمهای نیست.
مهم اینه که با کلماتی بیای بالا که کاربر آمادهی خرید باهاشون جستجو میکنه.
مثلاً کسی که مینویسه “خرید دستگاه قهوهساز” احتمال خریدش خیلی بیشتر از کسیه که فقط نوشته “تاریخچه قهوه”.
اینجاست که باید تمرکزت رو بذاری روی کلمات کلیدی تجاری، یعنی اونایی که پشتش یه نیت خرید واقعی وجود داره.
هم توی عنوان ها، هم توی توضیحات محصول و هم توی بلاگها.
اینجوری ترافیکی که جذب میکنی، تبدیل میشه به مشتری واقعی، نه فقط بازدیدکنندهی گذری.
سئوی هوشمند یعنی جذب کسی که بهجای گشت زدن، اومده که پول خرج کنه.
مجوز اینماد
خیلی از مشتریها، مخصوصاً اونایی که اولین بارشونه از یه سایت خرید میکنن، یه چیزی ته دلشونه که میگه “نکنه کلاه سرم بره؟”
این حس طبیعیه، چون توی خرید آنلاین اعتماد خیلی مهمه.
حالا اگه تو توی سایتت مجوز اینماد داشته باشی و درست هم نشونش بدی، انگار یه مهر تأیید گذاشتی پای کارت.
کاربر با خودش میگه خب این سایت حداقل از یه نهاد رسمی مجوز گرفته، پس احتمال اینکه دزدی یا کلاهبرداری باشه خیلی کمتره.
حتی اگه کاربر نفهمه دقیقاً اینماد چیه، همون ظاهر آشناش حس امنیت میده.
بهتره اینماد رو توی فوتر یا کنار درگاه پرداخت بذاری، جایی که راحت دیده شه.
خلاصه، اگه دنبال فروش بیشتر و موندگاری مشتری هستی، اینماد یه قدم خیلی مهمه برای جلب اعتماد.
فروش اقساطی
بعضی وقتا کاربر عاشق یه محصول میشه ولی به خاطر قیمتش دو دل میمونه یا بودجهش تو اون لحظه نمیرسه.
اینجاست که فروش اقساطی وارد میشه و واقعاً معجزه میکنه.
وقتی به کاربر بگی “لازم نیست کل مبلغو الان بدی، میتونی قسطی بخری”، ناگهان اون مانع ذهنی برطرف میشه و احتمال خرید بالا میره.
مخصوصاً اگه با یه سرویس مطمئن مثل اسنپپی همکاری کنی، هم کاربر احساس امنیت بیشتری میکنه، هم روند پرداخت اقساطی ساده و بیدردسر میشه.
اینطوری تو بدون دردسر پولتو میگیری و مشتری هم خریدشو انجام میده بدون اینکه فشار مالی روش باشه.
برای بعضی محصولات مثل لوازم الکترونیکی، لباس برند، یا حتی دورههای آموزشی گرونقیمت، این گزینه واقعاً حکم نجاتدهنده داره.
پس اگه هنوز فروش اقساطی رو فعال نکردی، بدون داری یه عالمه مشتری بالقوه رو از دست میدی.
حس از دست دادن
یه چیزی تو ذهن آدم هست که وقتی میبینه یه چیزی محدوده یا ممکنه تموم شه، فوری جذبش میشه.
اینو بهش میگن “حس از دست دادن” یا همون FOMO.
اگه تو توی صفحه محصول بنویسی “فقط ۲ عدد باقی مونده” یا “موجودی محدود”، یه جور احساس فوریت تو ذهن خریدار ایجاد میکنی.
با خودش میگه “نکنه دیر بجنبم و تموم شه؟” و همین باعث میشه سریعتر تصمیم به خرید بگیره.
این تکنیک توی فروش آنلاین خیلی جواب داده، چون خیلی وقتا کاربر فقط به تعویق میندازه، نه اینکه نخواد بخره.
با نشون دادن محدودیت موجودی، کمکش میکنی شک رو بذاره کنار.
البته باید صادقانه استفادهش کنی؛ اگه همیشه بنویسی “فقط ۱ عدد باقی مونده” ولی موجودیت واقعاً پره، ممکنه کاربر اعتمادشو از دست بده.
پس اگه واقعا محدودیت داری، این ترفند رو از دست نده.
کتاب برای افزایش فروش سایت
کتاب «بازاریابی انگیزشی» یکی از اون کتابهای نایابه که فقط نمیاد بهت فرمول بده، بلکه طرز فکرت رو نسبت به فروش و جذب مشتری عوض میکنه.
نویسندهش با زبونی ساده و مثالهای واقعی نشون میده که چرا بعضی برندها یه ارتش از مشتریهای وفادار دارن و بعضیا با کلی تبلیغ و تخفیف هنوز نمیتونن بفروشن.
این کتاب دربارهی احساسات پنهانی حرف میزنه که باعث میشن آدمها تصمیم به خرید بگیرن، اونم بدون اینکه خودشون دقیق بدونن چرا.
از قدرت داستانگویی و تصویرسازی ذهنی گرفته تا تأثیر واژههایی که حس میسازن، همه چیز طوری گفته شده که راحت وارد ذهن بشه و همونجا بمونه.
اگه صاحب سایت یا فروشگاه آنلاینی، یا حتی فقط دنبال افزایش فروش هستی، «بازاریابی انگیزشی» یه جور راهنماست که نشونت میده چطوری باید به دل مشتری راه پیدا کنی، نه فقط به سبد خریدش.
تو دنیایی که رقابت برای جلب توجه کاربر لحظهای شده، این کتاب یاد میده چطوری یه برند بسازی که نهتنها دیده بشه، بلکه احساس ایجاد کنه.
پس قبل از اینکه دنبال ابزار و تکنیکای عجیبوغریب بری، یه بار این کتابو بخون. شاید همون چیزی باشه که باعث میشه فروشت یه جهش واقعی بزنه.